آموزش علوم عرفانی,گر به خود آیی به خدایی رسی

بحران عشق

بحران عشق

بحران امروزی در جهان ، بحرانِ عشق است و ما عشق را کم داریم ولی نفس یا من ، زیاد داریم : اینکه چه کنم تا بیشترین لذت را از این عالم ببرم ، یا چه کار کنم که من بیشترین سود را داشته باشم؟ ولی نمی گوییم چه کار کنیم که انسانها در صلح و دوستی باشند و همدیگر را بفهمند و بفهمیم.
عقایدمان را به یکدیگر تحمیل نکنیم بلکه عرضه کنیم !

شیطان در قیامت می گوید : من کارم گمراهی نیست بلکه من فقط عرضه کردم و شما قبول کردید .
این عالم ، عالم عرضه است نه تحمیل وگرنه اگر تحمیل باشد که اصلا کسی قیمتی پیدا نمی کند.

اگر بخواهیم این بحران جهانی را تخفیف بدهیم ( بحران من گرایی ) ، باید از خودمان شروع کنیم و بهانه ی دوست و حکومت و کشور و …
را نداشته باشیم .

اگر به اندازه ی خودم از نفس کم کنم و به عشق بیفزایم، بر عالم تأثیر می گذارد.

اگر انسان به راستی عاشق شود همه ی مردم می فهمند . در سخن گفتنش و رفتار و حرکاتش مشخص است .همه ی شرافتها در این است که انسان عاشق شود. بهترین رسواییِ ما ، رسواییِ عشق است…

مولانا می فرماید :

هر چه گوید مرد عاشق بوی عشق
از دهانش می‌جهد در کوی عشق
گر بگوید فقه ، فقر آید همه
بوی فقر آید از آن خوش دمدمه
ور بگوید کفر دارد بوی دین
آید از گفت شکش بوی یقین


(دکتر الهی قمشه ای)

نظرات بسته شده است.

متن دوم