آموزش علوم عرفانی,گر به خود آیی به خدایی رسی

تغذیه درست نا خودآگاه

تغذیه درست نا خودآگاه

تغذیه درست نا خودآگاه

به نام آن هستی بخش متعال
قطره ای دانش که بخشیدی زِ پیش،
متصل گردان به دریاهای خویش
بحث این جلسۀ مان راجع به تغذیۀ غلط ناخودآگاه است. این یکی از مهمترین موضوعاتی است که ما به آن پرداختیم و انشاءاله در این جلسه یک بحث مبسوطی از این موضوع داشته باشیم. قبل از اینکه وارد بحث تغذیۀ غلط ناخودآگاه بشویم, مسئلۀ مهمتر تغذیه ناخودآگاه است. حالا صحیح و غلطش بحث بعدش است. ۹۹ درصد مردم نسبت به این قضیه هیچ اطلاعی ندارند که تغذیه ناخودآگاه چقدر مهم است. برای تغذیه جسم, بشر خیلی تلاش می کند که بهترین غذاها را تهیه بکند. بهترین خوراکی ها را تهیه بکند. و خیلی هم اهمیت می دهد به تغذیه جسم. ولی به تغذیه ناخودآگاهش هیچگونه اهمیتی نمی دهد. می توانیم بگوییم ۹۹ درصد مردم اینچنین هستند. و اگر بشر رسیده است به نقطه امروز، صرفاً دلیلش توجه نکردن به این تغذیه ناخودآگاه است. یک پرانتزی من باز کنم در اینجا, همه بدنبال بهترین هستند.  اینکه می گوئیم تغذیه ناخودآگاه, این سوال روشنش می کند. همه بدنبال این هستند که بهترین مقام را بدست بیاورند, بهترین مسکن را بدست بیاورند. بهترین همسر را بدست بیاورند. بالاترین پول و ثروت را بدست بیاورند. بهترین کت و شلوار را بپوشند. بهترین ماشین را داشته باشند. بهترین شخصیت را داشته باشند. همه بدنبال بهترین اند. ولی چرا در موقع انتخاب, بدترین را انتخاب می کنند؟ در موقع انتخاب بدترین را انتخاب می کنند. خُب این یک مقدار توضیح بیشتری می خواهد. ما بعنوان یک انسان همواره باید بدنبال این بهترین باشیم, تجلی بالاتری از حیات. تجلی تمام عیار زندگی. اینها همه دوست دارند که زندگی هایشان تمام عیار باشد ولی در موقع انتخاب چه اتفاقی می افتد؟ انتخاب تجلیات خویش حقیر. خویش حقیر را انتخاب می کنند. تجلیات خویش حقیر برگزیده می شود. این یک مطلب پرانتزی بود. مطلب دوم, پرانتز دوم, بزرگترین اشتباه بشرچیست؟
بزرگترین اشتباه بشر در گذشته و امروز وآینده. بزرگترین اشتباهش اینست که به جای اینکه به گسترش جهان درونش بپردازد، هِی جهان درون را باز کند، و این چیزی است که خدا از ما می خواهد(گسترش جهان درون)آمده و چکار کرده است؟ به گسترش جهان بیرون پرداخته است. هِمواره جهان بیرون را گسترش می دهد. و دقیقاً با این اشتباه بزرگی که دارد انجام می دهد، به یک مسمومیت معنوی گرفتار می شود،  خودش را مسموم می کند. در واقع راه را دارد اشتباه طی می کند. پرانتز سوم، تعریفی که ارسطو از انسان کرده، یک تعریف مکانیکی است یعنی انسانهای مکانیکی را تعریف کرده است. انشاءاله در بحث های بعدی مان ما راجع به این موضوع بیشتر صحبت می کنیم: انسانهای مکانیکی و انسانهای فرامکانیکی که تنها انسانهای فرامکانیکی می توانند با خدا ارتباط برقرار بکنند و خویش حقیر را کنترل کنند. این هنرشان است. یعنی هنر زندگی بدست انسانهای فرامکانیکی است. انسانهای مکانیکی، ارسطو یک تعریفی از آن کرده است، حیوان و ناطق. ولی وقتی بدست مولانا می دهیم، می گوئیم انسان را تعریف کن، می گوید انسان یک موجود معنوی است.  اگر به انسان معنا نرسد و به عالَم معنا وصل نشود،  هرگز انسان نیست. چنانچه در یکی از غزل هایش هم می گوید: « انسانم آرزوست» من بدنبال انسان هستم، انسانی که معنوی باشد. لذا اسم کتابش هم هست « مثنوی معنوی ». مثنوی ای که برای انسانهایی کاربرد دارد که می خواهند به سوی عالَم معنا بروند اما انسانهایی که مسمومیت معنوی پیدا کردند، اختلال ذهنی پیدا می کنند و اینها هرگز بویی از انسان بودن واقعی نخواهند برد. خب با این سه مقدمه ای که عرض کردیم، الآن متوجه می شویم تغذیۀ غلط ناخودآگاه تمام اینها را بوجود می آورد. تغذیۀ غلط ناخودآگاه باعث می شود که ما مسمومیت معنوی پیدا کنیم. باعث می شود که بجای جهان درون، جهان بیرون را انتخاب کنیم. باعث می شود که بجای اینکه بهترین را انتخاب کنیم، بدترین را برگزینیم. خب باید بفهمیم که تغذیۀ غلط ناخودآگاه چه پیامدهایی دارد. اولین کاری که می کند، طبیعت متلون ذهن را بیدار می کند. یعنی یک غول در درون ما بیدار می شود. طبیعت متلون ذهن. یعنی همان که ما هیچ نباید به آن اعتماد کنیم که متأسفانه به آن هم اعتماد می کنیم. به ذهن هیچگاه نباید اعتماد کرد. چرا؟ چون یک خیانتکار و یک دروغگو است. تمام صحنه ها را برای ما صحنه سازی می کند. نمایش های عجیب و غریبی برای ما بوجود می آورد. و یک قسمت از آن هم عبارتست از توهم. یعنی این توهم را هم باید در خودمان ما کشف بکنیم. که این هم باز یک بحث جداگانه ای است. خب طبیعت متلون ذهن ما را به کجا سوق می دهد؟ با این تغذیۀ غلط ناخودآگاه؟ وارد یک جهان تاریک منفی می شویم. در جهان تاریک منفی با بیگانگان در حضور. عناصر بیگانه هم به ما حمله می کنند. عناصر بیگانه ای که نامرئی هستند. و برای ما شخصیت های انبوهی را درست می کنند و ما نمی دانیم دیگر کی هستیم مثل شخصیت های انبوهی که در تئاترها دیده می شود، آنهایی که تئاتر بازی می کنند، آنهایی که در سینما هستند و آنهایی که یک موسیقی عامیانه کار می کنند. این شخصیت های متعدد در این انسان رخنه می کند. و به قول مولانا که می گوید: « از این دوهزار من و ما ای عجبا من کدام منم؟ » حالا مولانا می گوید این عناصر بیگانه را یک به یک بیرون کنید. « بیگانگان را یک به یک بیرون کنید » باید انسان یک قدرت درونی را در خودش کشف بکند و یک جارویی هم به دستش بگیرد، تمام این عناصر بیگانه را بیرون کند و خودش باشد. استاد به ما می گوید که من ترجیح می دهم که خودتان باشید. هیچ نقش کس دیگری را بازی نکنید. نقش خودتان را بازی کنید در زندگی ای که دارید. پس متوجه شدید تغذیۀ غلط ناخودآگاه باعث می شود که ما اینجوری مسموم بشویم. مسمومیت معنوی پیدا می کنیم. در تربیت مان هم خیلی تأثیر می گذارد. تربیت غلط، رفتار غلط. وقتی تربیت مان غلط شد، رفتارمان هم غلط خواهد شد. حالا در بحث تربیت انشاءاله می رسیم که تربیت صحیح کدام است و وقتی تربیت صحیح بود، رفتار ما هم صحیح خواهد بود. تغذیۀ صحیح ناخودآگاه به عهدۀ چه کسی است؟ چه کسی به ما تغذیۀ صحیح می دهد؟ فقط یک استاد واقعی. یک استاد واقعی که ما اسمش را می گذاریم کلید اسرار. اسرار آگاهی معنوی در دست او هست. او این تغذیۀ صحیح را به ما مرحمت می کند. ما را بطرف جهانهای نور می برد. یکی از مهمترین کارهایی که استاد واقعی که راهنمای حقیقی هست برای ما انجام می دهد اینست که کنترل ذهن را به ما نشان می دهد. که ذهن مان را چطور کنترل بکنیم، نه ذهن ما را کنترل بکند بلکه ما ذهن را کنترل بکنیم. چه فایده ای دارد این کنترل ذهن؟ این مجوز و یک پاسپورتی است برای گذر کردن از لایه های هفتگانۀ توهم. ما از هفت پردۀ توهم با این مجوز رد می شویم. با کنترل ذهن و تزکیه. حالا عرض خواهم کرد که تزکیه یعنی چی. یک تمثیل زیبایی مولانا در مثنوی دارد، عرض می کنم و به ذهنتان هم بسپاریدش، که یک استاد واقعی تشبیه شده به یک فرمانروا، یک حاکم و یک حوضی که داخل این حوض آب شیرین هست. حالا آنهایی هم که نقاشی شان خوب است می توانند تصویرسازی اش کنند. دورتادور این حوض لوله هایی تعبیه شده، چون داخل این حوض آب شیرین هست، قطعاً داخل لوله ها هم آب شیرین می آید. یعنی هرکس باز بکند، از دورتادور این آب شیرین می خورد. حالا استاد کاذب، استادی که واقعی نیست، راهنمایی که واقعی نیست، تشبیه شده به حوضی که پر از آب شور است و دورتادورش هم لوله کشیده شده، هرکس هم که باز می کند دور تادور را، آب شور توی دهنش می آید. این تمثیل بسیار زیبایی است که مولانا در مثنوی بکار برده است. زندگی شیرین را راهنمای حقیقی به ما عطا می کند. ولی زندگی هایی که پر از تلخی و تلخ کامی هست مربوط می شود به اساتید کاذب. اساتید کاذب در جهان تاریک منفی ما را وارد می کنند در یک فضایی که پر از دلسردی و عجز و ناامیدی و شکست در آنجا موج می زند. یعنی شما اگر یک آدمهایی را که در اطرافتان هست ببینید، متوجه می شوید که چه استادی داشته است. آدمهایی که دلسرد، و صاحب عجز و ناتوانی و شکست می شوند، دقیقاً همین تغذیۀ غلط ناخودآگاهی ست که از دست این اساتید دارند تغذیۀ می شوند. خب این بحث تغذیۀ غلط ناخودآگاه؛ که سرانجامش به کجا می کشد و انسان چطور نابود می شود با این تغذیۀ غلط ناخودآگاه؛ و اما تغذیۀ صحیح ناخودآگاه؛  ما را چنان دقیق  راهنمایی می کند که به هستۀ مرکزی خودمان که روح هست، وارد می شویم، استقرار در آن مرکز وجودمان می یابیم، مرکز روح، در آنجا مستقر می شویم. لازمه اش اینست که ما یک مقداری راه را طی کرده باشیم، لایه های عمیق روح مان را پشت سر بگذاریم، لایه به لایه، تا به آن هستۀ مرکزی برسیم. وقتی به آن هستۀ مرکزی رسیدیم، آنجا ما احساس قدرت می کنیم. یعنی قدرت درونی ما را بیدار می کند و عجب قدرت سهمگینی دارد این نیرویی که در درون ما هست. وقتی که فعال می شود روح شتاب پیدا می کند. بارها و بارها من عرض کردم روح شتاب دار در حالی که در آنجا(تغذیه غلط ناخودآگاه) روح به خواب می رود. چون این احساس شکست را در خودش دیده است، قدرتی هم ندارد، مجبور می شود رو بیاورد به الکل. الکلیسم می شود. می رود سراغ نوشیدنی هایی که او را مست می کنند و از خود بیخودش می کنند و به خلسۀ مصنوعی می برندش. مواد مخدر استفاده می کنند و به جنون و اختلالات ذهنی گرفتار می شود. اینها تبعات تغذیۀ غلط ناخودآگاه است که جهان امروز به آن رسیده است. یعنی به بُن بست رسیده، به یک بُن بست معنوی. الکلیسم بیداد می کند، مواد مخدر بیداد می کند، آدم کُشی فریاد می زند، در زندگی انسانها غوغا کرده است. اینها تغذیۀ غلط ناخودآگاه است. یعنی احساس امنیت از انسانها گرفته شده است. من اگر بخواهم بحث را اطاله بدهم که تغذیۀ غلط ناخودآگاه چطور انسان را به ناکامی فرو می رود، شاید باعث ملال شما بشود…. ولی همینقدر باید بفهمیم که سریع تغذیۀ مان را باید عوض کنیم. از تغذیۀ غلط ناخودآگاه بیائیم به تغذیۀ صحیح ناخودآگاه. وقتی ما لایه های عمیق روح را طی کردیم و به مرکز روح مان رسیدیم، اگر گفتید به چه چیزی برخورد می کنیم؟ به دانش عینی. دریافت دانش عینی. خب دانش عینی یعنی چی؟ یعنی کشف معانی. یعنی دریافت های نامحدود. تغذیۀ صحیح ناخودآگاه دریافت های نامحدود است. اگر من دریافت هایم نامحدود بود، روحم هیچگاه سرگردان نمی شود. ولی وقتی دریافت هایم محدود می شود با غلط اندیشی و افکار آلوده، دریافت های من محدود می شود. وقتی دریافت های من محدود شد، روح من سرگردان می شود. من یک دانش بی پایان می خواهم. دانش عینی یعنی کشف معانی اینقدر در من قدرت ایجاد می کند؛ جایی که خدا به من توفیق داده خب من پنج هزار رمز در دیوان شمس استخراج کردم، بعلاوه اینکه نکات بسیار حساس و نکات بسیار مهم مثنوی را هم بیرون آوردیم. در مورد عشق هم سه هزار رمز در آن کتابی که نوشتیم به نام «عشق هزار رمز نرگس مخمور» ، سه هزار رمز در مورد عشق در آن کتاب آمده است. و باز هم من حس می کنم دریافت ها کم است. باید دریافت ها را نامحدود کرد. وقتی دریافت ها نامحدود شد، انسان یک آرامش خاصی پیدا می کند. یعنی هیچگاه شما به یک جایی نمی رسید که بگوئید تمام شد. همیشه یک قدم برای برداشتن ما داریم. یک قدم برای رسیدن به کمال ما داریم که به مقصد برسیم.کشف معانی یکی از زیباترین وجوه زندگی ما هست. وجه زیبای زندگی و هنر زندگی اینست که ما به این کشف معانی برسیم. یعنی خدا ما را آورده است اینجا که به این کشف ها برسیم نه اینکه بایستیم یَلََّلی تَلَّلی بازی کنیم و دور خودمان هِی بچرخیم. فرصتی که به ما داده اند به نام فرصت طلایی برای چی هست؟ برای کشف این معانی است. این، هنر زندگی و کشف زیبای زندگی هست که می توانیم ما به آن برسیم. هنر عشق ورزیدن یعنی کشف معانی. یکی از کارهایی که برای ما انجام می دهد این کشف معانی، من خدمت شما عرض کنم. ببینید با این قدرتی که خدا به ما داده به نام کشف معانیک
هم کشف حقیقت می کنیم،
هم کشف زنجیر نهان. (نه دامیست نه زنجیر، همه بسته چراییم. مولانا)
نصف راه طی طریق حقیقت مربوط به کشف زنجیر نهان است. یعنی آن نیروی منفی نامرئی که هِی به ما تیر می زند. از یک نقطۀ نامعلومی ما را کنترل می کند، انسانهای مکانیکی را، انسانهای مکانیکی تحت کنترل هستند. در جهان ماده، در زمین، در این سیاره،  انسان مکانیکی تحت کنترل است. چون مکانیک است. انسانهای فرامکانیکی کشف می کنند که یک زنجیر نهانی هست. مولانا در یکی از غزل هایش اشاره کرده، می گوید: «نه زنجیری هست، نه بندی هست، پس چرا همۀ مان را بسته اند؟ پس چرا پای همه بسته شده؟ زنجیری نمی بینم.» بعد توی یک غزل دیگر اشاره کرده به زنجیر نهان. ما با زنجیر نهان بسته شدیم. بنابراین این دوتا کشف برای ما اتفاق می افتد. کشف زنجیر نهان و کشف حقیقت. در این کشف زنجیر نهان ما به چه چیز مهمی دست پیدا می کنیم؟ تجلیات خویش حقیر. هِی دائم تجلی می کند و ما را سرگرم می کند. ما این تجلیات خویش حقیر را شناسایی می کنیم و منهدمش می کنیم. البته به این سادگی هم نیست که من دارم می گویم منهدمش می کنیم، خیلی کار دارد. انهدام تجلیات خویش حقیر و تخریب جبر مکانیکی. انهدام و تخریب. یک طرحی من کشیدم. وظیفۀ واقعی ما دوتا کنترل است. من دوتا سَر کشیدم، یک انسان فرامکانیکی دوتا سر را به دستش گرفته، یک سَر، کنترل ذهن است و یک سَر، کنترل خویش حقیر. چون این خویش حقیر از ذهن بیرون زده است. این ذهن آنقدر قدرتمند است که برای ما خدا درست می کند. یک خدای ساختگی برای ما درست می کند خود ذهن و می گوید این را پرستش کن. و یک نفس هم برای ما درست می کند. نفس ثانی. که منِ دوم است. المثنای من است. من نیستم. مولانا می گوید ما دوتا «من» داریم. یکی منِ واقعی و یکی منِ غیرواقعی. این منِ غیرواقعی باید قربانی بشود برای آن منِ واقعی. قربانی شدنش به معنای انهدام و تخریب است. هم انهدام، هم تخریب. بنابراین توی آن طرح دوتا سَر کشیدم که یکی از آنها کنترل ذهن است و یکی دیگر کنترل خویش حقیر است. یعنی دائماً ما باید این دوتا را کنترل بکنیم که بتوانیم تبدیل بشویم به یک انسان فرامکانیکی.

(برگرفته از سخنان استاد الهی قمشه ای)

با سلام به شما دوستان عزیز

در واقع بنده از آموخته های خود که در گذر دوران به دست آورده ام سعی کرده ام مطالبی در رابطه با تغذیه درست ناخود آگاه را در نسخه هایی در غالب نرم افزارهای اسرار المکشوف برای شما تهیه و تدوین کنم تا باشد انشا الله در جهت رسیدن به موفقیت مورد استفاده واقع شود.

به شما پیشنهاد می کنم این نسخه ها را قدم به قدم و با صبر دقت مطالعه کنید و در زندگی به کار ببندید تا معجزه آن را در زندگیتان مشاهده کنید.

دانلود نرم افزار صد باب اسرار المکشوف نسخه تعادل

نرم افزار اسرارالوجود

دانلود نرم افزار اسرار المکشوف نسخه علم ثروت

اسرار المکشوفلینک دانلود هر دو نسخه

http://www.inapply.com/asrar-almakshof/

نظرات بسته میباشد

نظرات بسته شده است.

متن دوم